بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

249

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

و تا اين غايت هر خطاب مشرّف كه رسيده است به نظر مبارك خدايگانى ( سلطانى معظمى « 1 » ) اعلاه الله مشرّف شده است ، و بر سر آن باملاء اخلاص و اختصاص و تلقين و لا و هوا و تقرير « 2 » دل و جان كلمات مطوّل و محامد مفصل رفته است « 3 » ، كه اگرچه فضايل و مناقب خداوندى در اقطار و آفاق گيتى از آفتاب تابان پيداتر است و از روز جهان افروز روشن‌تر و اعتقاد مبارك ( خدايگانى در آن مكارم اخلاق كه آثار مآثر آن در عالم مستفيض است « 4 » ) بمقرّرى محتاج نيست و اماّ « 5 » خدمتگاران هوادار و دعاگويان مخلص را « 6 » تجنب از شيوهء قديم و فطام « 7 » از عادت مألوف خود صورت نبندد ، ( كل انسان و همه « 8 » ) صدر عالى قوام دولت و دين * اى جهان را چو جان و دل درخورد از كريمان بجود و بخشش طاق * وز بزرگان بفضل و دانش فرد طبع فيّاض تو به آب لطف * شست از چهرهء معالى « 9 » گرد بشكفانيد راى صايب تو * باز در بوستان دولت ورد بخدايى كه چون تو شخصى را * در جهان كرم پديد آورد بر كنار مبارك توفيق * ذات پاكت بناز مىپرورد گر « 10 » رهى در فراق خدمت تو * جرعهء ( باده بىثناء تو « 11 » ) خورد بعد ازين نيز تا بفرسايد « 12 » * بيش ازين روزگار عمر نورد سال و مه چاكر تو خواهد بود * روزوشب خدمت تو خواهد كرد خلاصهء اخلاص و مكنون عقيدت و صورت حال آنست كه در ضمن اين ابيات مذكور و در اثناء اين قطعه مسطور است ، و الله على ما نقول « 13 » شهيد ، هذا « 14 » باب چون مجلس عالى لا زال عاليا در مدّت حضور به حضرت جلت اخلاص دعاگوى در بندگى آن حضرت و خدمتگارى آن دولت - تا « 15 » قيام ساعت بر اشاعت

--> ( 1 ) سا . ( 2 ) و تقرر . ( 3 ) برفته . ( 4 ) سا . ( 5 ) اما . ( 6 ) مخلص . ( 7 ) فطام . ( 8 ) قطعه . ( 9 ) معانى . ( 10 ) كه . ( 11 ) بادهء شباب . ( 12 ) نفرسايد . ( 13 ) اقول . ( 14 ) و هذا . ( 15 ) ظ ، كه تا .